دستور جلسات هفتگي چراغی برای خانوادهها 11 بهمن راهنما همسفر فاطمه در مورد دستور جلسه بیان کرد: در کنگره60 امر اول همان خواست رهایی است.
دلنوشته بهدست آوردن آرامش 18 دي همسفر روقیه در این دلنوشته درمورد دستورجلسه نوشت: کنگره به من آموخت که چگونه میتوانم در هر شرایطی بهتر و سالمتر زندگی کنم.
یادداشت قضاوت ناآگاهانه 17 دي همسفر فاطمه در برداشت از «سیدی قضاوت» بیان کرد: قضاوت کردن خطرناک است؛ بهدلیل اینکه باعث توقف رشد و تولید انرژی منفی میشود.
یادداشت رسیدن به تکامل با آموزش صحیح 16 دي همسفر کبری در برداشت از وادی دوم بیان میکند: در این مسیر باید با کمک عقل و نفس پیش برویم.
یادداشت نوشتن آگاهانه 15 دي همسفر فاطمه در برداشت از «سیدی موج و ذره» بیان کرد: میتوان عنوان کرد رشد سالم انسان در گرو تعادل میان موج و ذره است.
یادداشت حس پشت فعل 14 دي همسفر الهام در برداشت از «سیدی بخشش» بیان کرد: در ابتدا حس ما باعث بروز هر کاری میشود و تفکر زمینهساز هر آغازی است.
یادداشت شکرگزاری از کنگره۶۰ 13 دي همسفر مهکامه درمشارکت از دسورجلسه بیان کرد: اگر من میخواهم کمکی به کنگره انجام دهم اولین کار این است که پیرو قوانین، حرمت کنگره باشم.
یادداشت مقصد زیبا 11 دي همسفر زهرا در مشارکت از دستورجلسه بیان کرد: همسفر؛ دیوار امن مسیر است نه عصای دست مسافر.
یادداشت نقشی همراه و حمایتکننده 11 دي همسفر سیما در مشارکت از دستور جلسه بیان کرد: علم کنگره فقط برای درمان اعتیاد نیست، بلکه برای بهتر شدن زندگی و به تعادل رسیدن آن است.
هفته همسفر اعتیاد یک مسیری برای تکامل همسفران 11 دي ایجنت همسفر اعظم در کارگاه آموزشی در مورد دستور جلسه بیان کرد: نمایندگی میتواند قوی باشد که همسفرانش حضور قوی و پررنگ داشته باشند.
یادداشت کیفیت زندگی بهتر 10 دي همسفر محدثه درمشارکت از دستورجلسه بیان کرد: آموزشهای جهانبینی در کنگره60 باعث شده است که جنس ترس، منیت و کبر درونم را بشناسم.
دلنوشته سکوتی از جنس نور و آگاهی 10 دي در این دلنوشته راهنما همسفر سمیه در مورد دستور جلسه بیان کرد: بیشتر تفکر میکنم که به هیچ نیستم و از هیچکس جز خودم توقعی ندارم.
دلنوشته رها کردن، عمیقترین شکل دوست داشتن 9 دي در این دلنوشته همسفر مژگان درمورد دستورجلسه نوشت: در کنگره60 فهمیدم همسفر، نجاتدهنده نیست؛ آگاه شونده است.
دلنوشته رسیدن به حال خوب 8 دي در این دلنوشته راهنما همسفر اعظم از لژیون رعد درمورد دستورجلسه نوشت: باید میماندم و این کشتی به گل نشسته را به ساحل امن الهی میرساندم.